آیا هنوز زود نیست؟
نمی دانم چگونه واز کجا شروع به نوشتن این مطلب بکنم.بگذارید اینگونه شروع کنم شاید بهتر بتوانم انچه را که در دل دارم بنویسم. نمی خواستم در مورد خود چیزی بگویم اما به خاطر اینکه موضوع خیلی مهم شده است ناچار شدم در این مورد مطالبی بنویسم شاید با نوشته شدن این مطلب از کمک فکری دوستان بهره مند بشوم.
موضوع از این قرار است : مدت ها است که برای کودکان ونوجوانان مطالب مینویسم. گاهی هم اتفاق می افتذ تا برای بچه ها سروده ای داشته باشم از این جهت البته خوشحالم اما این را می خواهم بگویم :چند روز مانده به سال نو یکی از دوستان نویسنده ام که مدیر یکی از انتشارات ها است مهمانم بود ایشان پیشنهاد چاپ کارهایم را بصورت کتاب مطرح کرد . در حالی که شاید بیش از ۱۵سال از کار فرهنگیانجام می دهم هنوز این جرات را به خود نداده ام که در موردچاپ کتابهایم دست به کاری بزنم .اما پیشنهاد این دوست عزیز هم زیاد غیر منطقی نبود او سالها است که با کارهای من آشنایی دارد وشاید این احساس او به جا باشد که من نسبت به چاپ کتابهایم دست به کار شوم .هنوز هم مانده ام آیا این پیشنهاد دوست نویسنده ام را بپذیرم یا نه؟هنوز هم با خود به این فکر میکنم برای چاپ کتاب هایم زود است اگر کمی صبر کنم پختگی کارهای شعر وداستانم بهتر دیدهمی شود شاید هم من اشتباه فکر می کنم وزمان آن رسیده است که برای چاپ کتابها کمر همت ببندم .
به هر حال بهترین راه برای حل مشکل اینگونه در ذهنم نقش بست که موضوع را به صورتی با دوستانم در میان بگذارم واز آنها کمک بگیرم ...
اما شما دوست عزیز که داری این مطلب را می خوانید می خواهم نظر شما را بدانم .چه کار کنم ؟
کتاب هایم را چا پ کنم یا نه؟
منتظر می مانم :
شما چه می گویید؟..؟