با کتاب روی آب
انگار همه چیز دست در دست هم داده بودند تا کتابخانه روستای رمین راه بیافتد. تعداد زیادی کتاب در قفسه های کتابخانه شخصی ام بی استفاده بودند. یعنی اینکه از زمانی که علاقه به جمع آوری کتاب کرده بودم ، این کتابها در خانه ام جا خوش کرده بودند. آنها را از روزگار نوجوانی با هزار جور سختی وزحمت بدست آورده بودم . شاید یکی از دلایل که خوب آنهارا نگهداری کرده بودم همین باشد. سال 1384 احساس کردم تعداد کتابهایی که در قفسه کتابهایم بی استفاده مانده اند در حدی هست که تعداد دانش آموزان یک مدرسه را خوشحال کنند. تصمیم گرفتم همه آنها رااز قفسه ها بردارم وبه بچه های مدرسه روستا هدیه کنم ، یعنی اینکه به هر دانش آموز، یکی دو کتاب هدیه بدهم.
کار تفکیک را شروع کردم.یکی - دو روز طول کشید تا کتابهای بدون استفاده موجود در کتابخانه شخصی ام از روی قفسه ها خارج شدند. تعداد آنها بیش از 400 جلد بود. تصمیمم از اهداء جلد ؛ جلد آنها به دانش آموزان مدرسه عوض شد. تصمیمی تازه افکارم را به خود مشغول ساخت. این بار تصمیم بر این شد کتابها را به مدرسه تحویل دهم تا برای بچه های مدرسه کتابخانه ای کوچک راه اندازی شود واین کتابها به صورت چرخشی ، از دست دانش آموزی ، به دست دانش آموز دیگری برسد. برای بازدید وکنرل محیط به مدارس روستا مراجعه کردم بچه های مشتاق به کتاب خیلی زود دور وبرم حلقه زدند و اشتیاق خود را به من نشان دادند.
خوشحال ، با مدیر یکی از مدارس به مشورت نشستم .برخوردسرد مدیر مدرسه بد جور ذوقم را آزرد.یاد بچه هایی که آن همه شوق کتاب خواندن داشتند و برخورد مدیری که خود را اینگونه به من نشان داد لحظه ای ذهنم را آاشفت .قید راه اندازی کتابخانه در مدارس را زدم اما اشتیاق پرشور بچه های مشتاق کتاب لحظه ای دهنم را آرام نمی گداشت.
این بار تصمیم گرفتم بخشی از خانه شخصی ام را برای بچه هایی که کتاب خوان وکتاب دوست هستند اختصاص دهم.اتاقی را برای این کار در نظر گرفتم.همسرم که مشوق همیشگی من در کارهای فرهنگی بوده است ، این بار هم به یاری ام شتافت ؛ با کمک او اتاق را آماده کردیم . قفسه ای که می توانست کتابهای کتابخانه را در خود جای دهد تهیه کردیم.استارت کار زده شد خیلی زود اطلاع رسانی صورت گرفت از روز دوم که کتابخانه فعالیت خود را آغاز کرده بود جنب وجوشی عجیب بین بچه ها در کتابخانه دیدم . یکی کتابی در دستش بود وتصاویر آن را نگاه می کرد. دیگری در گوشه ای از اتاق روی زمین نشسته بود وکتابی را می خواند. آن دیگری هم کتابی را که از آن خوشش آمده بود به دوستش معرفی می کرد، تعدادی از بچه ها هم فقط کتابها را ورق می زدند. این همه جنب وجوش بچه ها سبب رونق کتابخانه شد. از هفته بعد دانش آموزانی که کتاب اضافه در خانه داشتند به کتابخانه هدیه کردند وهمه خود را عضوی از کتابخانه می دانستند.این روال حدود یک سال به طول انجامید. سال 1384 همایشی که سازمان یونیسف برای حقوق کودکان برگزار کرده بود شرکت کردم در این همایش با دوستی آشنا شدم که عضو شورای کتاب کودک بود از او دعوت کردم کتابخانه بچه های روستای رمین را ببیند روز بعد گروهی از کسانی که برای همایش آمده بودند از کتابخانه رمین دیدن کردند وقتی آن همه شور وشوق از بچه های کتابخانه دیدند باورشان نمی شد که هنوز هم در بسیاری از نقاط کتاب دوست خوبی برای بچه ها است .در همین فرصت آقای « مسعود ناصری» که عضو شورای کتاب کودک است ذوق زده به من گفت در آینده ای نزدیک با یکی از نویسندگان کتابهای کودک و نوجوان سفری به روستنای رمین خواهند داشت. این خبر خیلی خوشحالم کرد. روز موعود فرا رسید آفای ناصری به اتفاق « علی گلشن» نویسنده کتابهای علمی وفرهنگی کودکان با دستی پر از کتاب ولوازم آموزشی خود را به جمع بچه های روستا رساندند. در همان ساعت اول شروع کردیم وچند روز طول کشید تا همه کتابها ثبت دفتر بشوند. کتابخانه بچه های رمین فرم ورنگ درستی به خود گرفت. کم کم احساس می شد کتابخانه به فضای بیشتری نیاز دارد.جلساتی با اعضاء شورای اسلامی ودهیار روستا گرفتیم. خیلی زود کمر همت بسته شد ودوستان مان در شورا ودهیاری به کمک مان آمدند. زمینی برای این مهم زمینی مشخص شد خیلی زود کار حصار کشی آن انجام گرفت وقرار شد یک کانکس را را دهیاری روستا پیگیری کند و آن را در اختیار کتابخانه قرار دهد . هنوز کتابخانه از محیط قبلی به جای جدید انتقال نیافته بود که دوستانی از انجمن حامی برای دیدن مکان های آموزشی به چابهار حضور پیدا کردند ویکی از مکان هایی که مورد بازدید قرار گرفت کتابخانه روستای رمین بود. در این بازدید قول وقرارهای خوبی برای بهتر شدن کتابخانه درمیان گذاشته شد.
...
بعد از سفر چند روزه دوستان انجمن حامی در بلوچستان تعدادی صندلی، قفسه، میز، رایانه و تعدادچند کارتن کتاب برای کتابخانه ارسال شد و کتابخانه با دوستان بیشتری در راه آموزش قدم برداشت.
سالهای 1392 و1393دستهای همکاری بسیاری از دلسوزان روستا بسوی کتابخانه دراز شد . مساعدت و حس دلسوزی و کمک خیر خواهانه حاج مراد آتشخور، صاحب گل آفرین، عباس آفرین، عبدالله بهار و عبدالشکور هوت سبب شد بر تعداد کتاب های کتابخانه افزوده شود و تعداد آنها در این فضای فرهنگی از 800 جلد به دو برابر برسد.
نیمه دوم سال 1393 روزهای خوبی برای کتابخانه رمین بود.
* با آغاز سال تحصیلی 1393-1394 جابجایی کانکسی را که قرار شده بود دهیاری با پیگیری آن را در اختیار کتابخانه قرار دهد به سرانجام رسیده بود و این کانکس به فضای در نظر گرفته شده برای این مهم انتقال داده شده بود وتا اواخر آبانماه کار قفسه بندی ، رنگ آمیزی ، مرمت، کف پوشی با موکت چسبان ، سیم کشی ، تامین کنتور برق ، وریزه کاری های دیگری انجام شد.
* از آبان 1393 برای شرکت در نخستین جشنواره روستاهای دوستدار کتاب آماده شدیم ... عبدالحکیم بهار بهورز خانه بهداشت ، مسول کتابخانه و کارهای فرهنگی روستا طرحی تنطیم نمود و آن را به دبیرخانه جشنواره ارسال نمودیم در نخستین جشنواره روستاهای دوستدار کتاب طرح این مرکز فرهنگی و هنری در کنار 492 طرح اراِیه شده به رقابت پرداخت ودر سوم اسفند 1394 در کنار 9روستای برگزیده دیگر این جشنواره قرارگرفت و با حضور وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی شخصیت های نام آشنای فرهنگی و هنری ایران اسلامی از آن تجلیل شد . این دستاورد ارزشمند فرهنگی، کارنامه درخشانی برای استان سیستان وبلوچستان ، شهرستان چابهار و از همه مهمتر روستای رمین به شمار می آید.
* انتخاب هیت امناء کتابخانه با این افراد ؛ ( عبدالحکیم بهار، بهورز ومسول کتابخانه - ،حسن یادگارزاده نقاش و مجسمه ساز و رییس انجمن هنرهای تجسمی شهر چابهار و از بومیان روستای رمین، عبدالله بهار خوشنویس و رییس انجمن خوشنویسان شهرستان چابهار و از بومیان روستای رمین – اسحاق پرداخته دهیار روستای رمین – فرانک دیانت بهورز و مدیر امور بانوان کتابخانه ).
سال 1394 را با برنامه های تازه ای در ترویج فرهنگ کتاب، کتابخوانی و کتابخانه آغاز کردیم.
در بخش کودکان و نوجوانان:
الف : مشارکت کودکان و نوجوانان در معرفی کتابهای موجود در کتابخانه متناسب با گروه های سنی خود در بین هم سن و سالان .
ب : مشارکت کودکان و نوجوانان در جمع بزرگسالان ، در تقویت یادگیری و ساخت انواع اسباب بازی ، عروسک های بومی و سنتی.
ج : مشارکت کودکان و نوجوانان در جمع بزرگسالان در امر احیاءبازی های بومی و منطقه ای که رو به فراموش شدن هستند.( بازیهای و سننی که در خلاقیت های فکری و جسمی کودکان و نوجوانان نقش دارند)
د : مشارکت کودکان و نوجوانان در برنامه های خاص و در مراسم های ویژه ( روز جهانی کودک، روز ادبیات کودک و نوجوان،و...)
ح : بخش معرفی جغرافیایی وعلوم اطلاعات بومی روستا وادبیات آن توسط کودکان و نوجوانان و بحث های گروهی در بین همدیگر( کوهها، جنگل، گیاهان، حشرات، خزندگان، پرندگان، دریا، ماهی ها، غذاها، ...قصه ها، افسانه ها،مثل ها، بازی های منطقه ای و محلی و... )
و : معرفی مجلات و نشریات مخصوص کودکانونوجوانان؛{استفاده از مطالب نشریات ، بهره بردن از نشریات قدیمی وفرسوده در تهیه روزنامه دیواری، آشنایی با حفط ونگهداری آرشیونشریات تهیه شده طبق الگویی از آرشیو نشریات کودکان ونوجوانان موجود در کتابخانه در دهه های 60 – 70 – 80 – و 90 شامل ؛ کیهان بچه ها ، سروش نوجوان ، نهال انقلاب ، کودک مسلمان بلوچ ،بچه های دریا ، بچه های ساحل ، همشاگردی، سلام بچه ها ، پوپک ، شاپرک ، پونه ، صدف ، سنجاقک ، سروش خرد سالان ، سروش کودک ، شاهد کودک و نوجوان ، نشریات رشد کودک و نوجوان ،آفتاب و مهتای ،پوپک ، آیش،چشمه ، آلاچیق ،نبات ،بچه های زمین ، آسمانه ، سوره نوجوان باران و... }
و : اجرای طرح تابستانی کتابخانه ؛
1 – روز های شنبه ؛ کتابخوانی و معرفی کتاب.
2 – روزهای دوشنبه ؛ کاردستی،کاشتن گل و گیاه ،و یادگیری ساخت اسباب بازی های بومی.
3 – روزهای چهارشنبه ؛خلاصه نویسی کتابهای مطالعه شده.
4 – پنجشنبه ؛ کتابخوانی، کلاس نقاشی ،انجام بازی های محلی و معرفی کتاب .
ز : بازدید گروهی کودکان و نوجوانان مدارس و مهد کوک از کتابخانه وایجاد انگیزه در آنها با کتاب و کتاخوانی.
در بخش بزرگسالان :
الف : برگزاری برنامه های شعر خوانی وشب های شعر توسط شاعران و هنرمندان بومی، خصوصا هنرمندانی که دارای آثار چاپ شده هستند.
ب : برگزاری کلاس های آموزش مهارت های زندگی و بهداشتی با مشارکت مربیان بهداشتی زن ، بهورزان ومعلمین روستا برای بانوان .
ج : جذب رابطین داوطلب افتخاری و علاقه مند به کارهای فرهنگی از بانوان در ترویج فرهنگ کتابخوانی با مشارکت مربیان در عرصه فرهنگی.
د : مشارکت بانوان توانمد در امر آموزش و ساخت اسباب بازی های بومی به کودکان و نوجوانان.
ح : مشارکت و همکاری بین بخشی ادارات ، ارگانها و نهادهای داخلی با کتابخانه ( شورای اسلامی، دهیاری، آموزش و پرورش ، بهداشت،و...)در بهبودوتقویت برنامه های کتابخانه.
و : به میدان آوردن خیرین و دلسوزان توانمند به کارهای فرهنگی و دادن مسولیت به آنها در تقویت برنامه ها ( انتخاب هیت امناء قوی از این افراد)
ز : گسترش ترویج فرهنگ کتابخوانی با ابتکار سبد سیار کتاب
توضیح این طرح ابتکاری جدید در کتابخانه رمین:
مشارکت خانه بهداشت و شورای مدیریت بهره برداری بندر ماهیگیری رمیندر اجرای موفق این طرح .
بهورزان خانه بهداشت رمین که جمعیتی قریب به 9000 نفر را خدمات رسانی می کنند در طول هر ماه دو برنامه بادید بصورت خانه به خانه برای بیماریابی و انجام یک سری مراقبت های بهداشتی رادر دست کار دارند در این بازدید که هر 15 رور یک بار انجام می شود 4 الی 5 روز بطول می انجامد و ودر دو نوبت 10 روز کاری در این بازدید ها پشت سر گذاشته می شود . با نوجه به شناختی که بهورزان روستا از جمعیت تحت پوشش خود دارند در هر بار مراقبت تعداد 10 الی 15 سبد کتاب را که هر سبد متشکل از چند عنوان کتاب( داستان ، کودک و نوجوان،علوم تربیتی و...) هست در یک ماه بین خانوارها به گردش در می آید واین کمک بزرگی در ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی دارد.همچنین روزانه دو سبد کتاب در خانه بهداشت جهت استفاده مراجعه کنندگان در خانه بهداشت مورد استفاده قرار می گیرد.
بندر ماهیگیری رمین که بیش از 100 لنج و قایق را مدیریت می کند و مدیر آن عضو هیت امناء کتابخانه هست در توزیع سبد های سیار کتاب نقش موثری ایفا نموده است.هر لنج و قایق که تقریبا 8 الی 9 نفر در آن سفرهای یک ماهه را تجربه می کنند در آبهای آزاد به شکار ماهی می پردازند درست درآبهایی که نه تلفن همراه در آن جا آنتن می دهد و نه امواج رادیویی از طریق فرستنده ها به گیرندگان آنها خدمات می رسشانند( بعد مسافت و فاصله زیاد از گیرنده ها و فرستنده های رادیویی ) با این تدبیر کتاب و نوشته بهترین سرگرمی برای قشر صیاد و ماهیگیر است تا در فرصت های بیکاری از آن به خوبی استفاده کند . در چرخش سبد های سیار کتاب تعداد 15 سبد برای سرنشینان لنج ها و قایق ها یی که سفرهای طولانی مدت دارند در نطر گرفته شده است و خوشبختانه این روند بسیار رضایت بخش است.

